|
امسال سنم با روز تولدم یکی شده.
اولین سالیه که دارم برای تولدم پست میذارم.نمیدونم باید چی بنویسم. میگن روز تولدت آرزو کن، حتما بهش میرسی. پس آرزوهام رو مینویسم. پزشکی اصفهان قبول بشم. دیوار بلند بین خودم و یه نفر رو بردارم. بهتر بشم...... خداجونم، منو به آرزوهام برسون.
کوچه های خراسان تو را می شناسند موج های پریشان تو را می شناسند پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی ریگ های بیابان تو را می شناسند نام تو رخصت رویش است و طراوت زین سبب برگ و باران تو را می شناسند هم تو گل های این باغ را می شناسی هم تمام شهیدان تو را می شناسند از نشابور با موجی از «لا» گذشتی ای که امواج دریا تو را می شناسند بوی توحید، مشروط بر بودن توست ای که آیات قرآن تو را می شناسند گرچه روی از همه خلق پوشیده داری آی پیدای پنهان، تو را می شناسند اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد چون تمام غریبان تو را می شناسند کاش من هم عبور تو را دیده بودم کوچه های خراسان تو را می شناسند قیصر امین پور آقا جونم تولدت مبارک. + به دوستای گلم: ببخشید که نمی رسم زود به زود بیام. ایشالّا بعد از کنکور جبران میکنم.
امسال، بعد از ۱۲ سال، اول مهر رو توی خونه بودم. پشت کنکور. امسال قراره خیلی اتفاق های خوب برای خودم بسازم، دارم درس میخونم تا دکتر بشم. یکی میگفت: بهترین راه برای پیش بینی آینده، ساختن اونه. امیدوارم که به امید خدا بتونم آینده خوبی رو پیش بینی کنم. دعام کنین. + از همه دوستام بخاطر لطف بینهایتشون ممنون.
بعد از یک سال، می بینم که هنوز همونی هستم که بودم، هنوز نگاهم بهش همونيه كه تيرماه سال پيش بود. وقتي خاطرات قبل از 12شهريور 87 رو با خودم ورق ميزنم، مي بينم كه اونم منو مثل برادرش ميدونسته، البته اين برداشت منه. اما من بهش بد كردم و اون عوض شد.من خيلي تلاش كردم ولي نشد، نشد بهش بفهمونم كه همه اون اتفاقات بخاطر يه ترس مسخره بود، نه بخاطر اينكه بخوام بازيش بدم. توي اين ماه خدا، به خدا قشم كه من نميخواستم بازيش بدم ولي ناخواسته... خيلي براش توضيح دادم، خيلي حرف زدم. آخر سر هم اون با يك sms كه توش پر بود از ناراحتي، به ظاهر گفت كه همه چيز حل شده. اما هنوز وقتي با من حرف ميزنه، سنگيني رو توي صداش حس ميكنم. گاهي فكر ميكنم باهاش غريبم، غريب تر از هر غريبه ای.
بالاخره این وبلاگ ناقابل، دوساله شد. دیروز جشن تولد خط خطی بود. دو سال گذشت و یک سال آخرش برای من خیلی تلخ و خیلی سخت بود. از همه ی شما دوستای گلم ممنونم که منو تنها نگذاشتین. درضمن از همتون معذرت میخوام. این مدت رو که نبودم، پای بی معرفتی نذارین. دو ماهه که کامی خرابه، احتمالا تا چند روز دیگه حاضر میشه. الانم از توی کافی نت دارم پست میذارم. یه خبر دیگه بدم که رتبه این حقیر شد ۶۰۰۰ پس چاره ای برای دکتر شدن باقی نمی مونه جز اینکه یک سال دیگه برای پزشکی بخونم. البته سعی میکنم هفته ای یکبار سربزنم. توی این ماه آسمونی التماس دعا
دلم میخواد چشمم رو بدوزم به قشنگی های این دنیا آبجی جونم تولدت مبارک
سلام به همه دوستای گلم آره دیگه کنکور رو دادیم و نتیجه رو هم سپردیم دست خدا. اگه از کنکور تجربی بپرسین تقریبا میشه گفت آسون بود بخصوص زیست و فیزیک. اما اگه از خودم بپرسین میگم دعام کنین تا پزشکی قبول بشم. بگذریم. من برگشتم تا دوباره یه تابستون پرخاطره رو کنار شما دوستای گلم باشم. ان شاء الله شهریور امسال این وبلاگ دوساله میشه.
|
About![]()
Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 Links
حرفی از ته دل |